تبليغاتX
ایام

ایام

انصافا این فرزاد جمشیدی کارش درسته. هم از جهت تسلطش روی حرف زدن - و البته نه از روی نوشته - و هم از جهت انتخاب مطالب مناسب حال و هوای سحرهای ماه رمضون. خیلی ها مثل اون ساعد باقری پر مدعا خواستن جاشو بگیرن یا اداشو در آرن، ولی چون کارشون بر آمده از دل نبود بر دل هم ننشست!

به هر حال؛

الان یه حرف جالبی به نقل از میرزا جواد آقا ملکی تبریزی نقل کرد که خیلی جالب بود. گفت از آقا خواستن یه ذکر به قول امروزیا خفن بهشون یاد بده. آقا هم در جواب میگه: من از ذکر مداوم و مستمر یونسیه - لا اله الا انت سبحانک انی کنت من الظالمین- در سجده خیلی اثرها دیده ام. می پرسند: چند مرتبه باید این ذکر را گفت؟ می فرماید: آنقدر بگویید تا بوی خوش گلاب و هل از  دهانتان به مشام برسد. می پرسند: چرا ادامه ی آن را نگوییم؟ می فرمایند: قسمت اول مخصوص عبد و بنده و مابقی ویژه خالق و رب است که بدان وسیله پاسخ بنده اش را میدهد:

فاستجبنا له و نجیناه من الغم و کذلک ننجی المومنین

+نوشته شده در چهارشنبه 25 شهریور1388ساعت5:10توسط مهران | |

آوازه مرحوم آقا شيخ حسن علي نخودكي و كرامت ها و كارهاي خارق العاده اش، اشتياق دو طلبه جوان را برانگيخت تا از قم راهي مشهد مقدس شوند. آن دو مي خواستند خدمتش شرفياب شوند تا از علومش بهره ببرند و قسمتي از آن چه را كه مي داند و عمل مي كند، فرا بگيرند. دو طلبه جوان كه هر دو از ذريّه زهراي مرضيه عليها السلام بودند، درخواست خود را نزد مرحوم نخودكي مطرح ساختند.

مرحوم نخودكي فرمود:

مطلبي به شما مي آموزم كه اگر به آن عمل كنيد، در زندگي روزانه خود هيچ گاه نيازمند نمي شويد.»

آن دو طلبه سراپا گوش بودند و به سخنان او گوش فرا مي دادند. آقا شيخ فرمود:

«پس از نماز صبح و تعقيب آن، اين آيه را سه مرتبه بخوانيد:

و من يَتَّق اللّه يَجْعَل لَهُ مَخْرجاً وَ يَرْزُقُهُ مِن حَيْث لا يَحْتَسِبْ وَ مَن يَتَوَكَّلْ عَلَي اللّه فَهُوَ حَسْبُهْ، إنّ اللّهَ بالغُ أمره قَدْ جَعَلَ اللّهُ لِكُلِّ شَي ءٍ قَدْراً

و هر كس از خدا پروا كند، او برايش راه بيرون شدني قرار مي دهد و از جايي كه حسابش را نمي كند، به او روزي مي رساند. هر كس به خدا توكل كند، برايش كافي است؛ زيرا خداوند، فرمانش را به انجام مي رساند ؛ همانا خداوند براي هر چيزي، اندازه اي مقرر كرده است.

پس از آن، سه مرتبه سوره «قل هوالله احد» را بخوانيد. سپس سه مرتبه بر محمد و آل او صلوات بفرستيد».

آن دو طلبه كه سيد روح الله و سيد احمد نام داشتند، يكي بنيان گذار جمهوري اسلامي در ايران شد و امام خميني(ره) لقب يافت و ديگري، آيت الله مرحوم سيد احمد شبيري زنجاني، پدر آيت الله سيد موسي شبيري زنجاني است كه خود اعتراف كرده بود از آن پس هيچ گاه در تأمين هزينه هاي زندگي اش در تنگنا نبوده است.

 نشریه قرانی  بشارت، شماره 34، ص 43-42

+نوشته شده در جمعه 6 شهریور1388ساعت13:19توسط مهران | |

ریشه رمضان از رمض به معنی سوزاندنه

 

سوزوندنی که اثری از اون شئ نمونه

 

یه عده گناهاشون رو می سوزونن،

 

عده دیگه گناهاشون می سوزونندشون

 

ماه رمضان ماه گناه سوزی ماست یا نفس سوزی؟

 

بیاید کاری کنیم که آخر ماه مبارک اثری از گناهامون نمونه

 

خدایا! خودت به حق ولی عصر حاضرت یاریمون کن

 

که بعد ماه سوختن گناهمون از بهترین سربازای حضرتش باشیم.


از: آخوند بلاگ

+نوشته شده در دوشنبه 2 شهریور1388ساعت14:28توسط مهران | |

چرا تو ای شکسته دل خدا خدا نمی کنی

خدای چاره ساز را چرا صدا نمی کنی

 

به هر لب خدای تو فرشته بوسه می زند

برای درد بی امان چرا دعا نمی کنی

 

به قطره قطره اشک تو خدا نظاره می کند

به وقت گریه ها چرا خدا خدا نمی کنی

 

سحر ز باغ ناله ها گل مراد می دمد

به نیمه شب چرا لبی به ناله وا نمی کنی

 

دل تو مانده در قفس جدا ز آشیان خود

پرنده ی اسیر را چرا رها نمی کنی

 

ز اشک نقره فام خود به کیمیای نیمه شب

مس سیاه قلب را چرا طلا نمی کنی



از وبلاگ: صهبای رضوان


+نوشته شده در یکشنبه 1 شهریور1388ساعت15:34توسط مهران | |

در حدیث معراج خداوند پرسید: ای احمد! آیا آثار روزه را می دانی؟ پاسخ داد: خیر. خداوند فرمودند: نتیجه ی روزه کم خوری و کم گویی است. و آن حکمت را به ارمغان می آورد و حکمت معرفت را در پی دارد و معرفت یقین را. و وقتی که بنده ای به یقین رسید، باکی ندارد که چگونه روزگار را سپری کند؛ در سختی یا آسانی. و این مقام خشنودهاست... و هرکس طبق خشنودی من رفتار کند سه خصلت را به او می دهم: شکری که نادانی همراه آن نباشد، یادی که فراموشی نداشته باشد ، و دوستیی که دوستی من را بر دوستی آفریدگانم ترجیح ندهد.   هنگامی که او من را دوست داشت، من هم او را دوست خواهم داشت. دوستی او را در دل بندگانم انداخته و چشم قلب او را به عظمت جلالم می گشایم و علم آفریدگانم را از او پنهان نمی دارم .در تاریکی شب و روشنایی روز با او مناجات می کنم تا آنجا که سخن گفتن و هم نشینی او با بندگانم قطع شود و کلام خود و فرشتگانم را به گوش او می رسانم و اسراری را که از بندگانم پنهان کرده ام برای او آشکار می کنم....


از وبلاگ: ارمیا

+نوشته شده در شنبه 31 مرداد1388ساعت12:52توسط مهران | |

پیامبر اکرم (ص) می فرماید:

هیچ بنده ای در روز قیامت قدم از قدم بر نمیدارد تا از این چهار چیز از او پرسیده شود:

1. از عمرش؛ که در چه راهی آن را فانی نموده،

2. از جوانی اش؛ که در چه کاری فرسوده اش ساخته،

3. از مالش؛ که از کجا به دست آورده،

4. و از دوستی ما اهل بیت.

+نوشته شده در دوشنبه 19 مرداد1388ساعت11:22توسط مهران | |

اسلام یعنی تسلیم امر خدا تو واجبات و محرمات شدن

 

اگه تسلیم دل هم همراهش باشه میشه رضا

 

اگه آدم ایمنی و اطمینانش رو تو ارتباط با خدا پیدا کنه

 

 به مقام ایمان رسیده

 

اما تا بندگی هنوز خیلی راهه...

 

بندگی اونه که از جون و دل، در بند باشی.


از: آخوند بلاگ

+نوشته شده در چهارشنبه 14 مرداد1388ساعت8:16توسط مهران | |

خدایا!

تو می دانی چه میکشیم!

پنداریم که چون شمع آب می شویم

ما از مردن نمی هراسیم!

اما می ترسیم بعد از ما ایمان را سر ببزند!

و اگر نسوزیم هم که روشنایی می رود

و جای خود را دوباره به شب می سپارد

چه باید کرد؟

از یک سو باید بمانیم تا آینده شهید شویم

و از دیگر سو باید شهید شویم تا آینده بماند

هم باید امروز شهید شویم تا فردا بماند

و هم باید بمانیم تا فردا شهید نشود

عجب دردی!

چه می شد امروز شهید می شدیم

و فردا زنده می شدیم تا دوباره شهید بشویم!!!

                                                                          شهید حمید رستمی 17 ساله

+نوشته شده در دوشنبه 15 تیر1388ساعت20:35توسط مهران | |

الوند، ارتفاع خون ارونده!/ دردهای خاکستری


خون شهدا، پرچم سرخ است نه فرش قرمز زیر پا.


از وبلاگ: دردهای خاکستری

+نوشته شده در جمعه 12 تیر1388ساعت17:21توسط مهران | |

هر گاه دلم رفت تا محبت کسي را به دل بگيرد، تو او را خراب کردي، خدايا، به هر که و به هرچه دل بستم، تو دلم را شکستي، عشق هر کسي را که به دل گرفتم، تو قرار از من گرفتي، هر کجا خواستم دل مضطرب و دردمندم را آرامش دهم، در سايه اميدي، و به خاطر آرزويي، براي دلم امنيتي به وجود آورم، تو يکباره همه را برهم زدي، و در طوفان هاي وحشتزاي حوادث رهايم کردي، تا هيچ آرزويي در دل نپرورم و هيچ خيري نداشته باشم و هيچ وقت آرامش و امنيتي در دل خود احساس نکنم... تو اين چنين کردي تا به غير از تو محبوبي نگيرم و به جز تو آرزويي نداشته باشم، و جز تو به چيزي يا به کسي اميد نبندم، و جز در سايه توکل به تو، آرامش و امنيت احساس نکنم... خدايا ترا بر همه اين نعمتها شکر مي کنم.

خدايا از آنچه کرده ام اجر نمي خواهم و به خاطر فداکاريهاي خود بر تو فخر نمي فروشم، آنچه داشته ام تو داده اي و آنچه کرده ام تو ميسرنمودي، همه استعدادهاي من، همه قدرتهاي من، همه وجود من زاده اراده تو است، من از خود چيزي ندارم که ارائه دهم، از خود کاري نکرده ام که پاداشي بخواهم.

+نوشته شده در پنجشنبه 7 خرداد1388ساعت17:16توسط مهران | |

محبوب ترین کارها نزد خدا با دوام ترین آنهاست، گرچه اندک باشد.

                                                                     پیامبر اکرم(ص)


+نوشته شده در شنبه 19 اردیبهشت1388ساعت11:45توسط مهران | |

پنج چیز را اگر توانستی برای خود جمع کن. آنگاه هر مقدار که میخواهی، گناه کن:
 
اول: چیزی غیر از آنچه خدا روزی تو قرار داده را اختیار کن؛ آنگاه هرچه میخواهی گناه کن.

دوم: به زمینی برو که مالک و خالق آن خدا نباشد؛ آنگاه هرچه میخواهی گناه کن.

سوم: جایی را پیدا کن که خدا تو را نبیند؛ آنگاه هرچه میخواهی گناه کن.

چهارم: آن زمان که فرشته برای قبض روح تو آمد؛ از او بخواه تا ساعتی به تو مهلت دهد، اگر توانستی مهلت بگیری آنگاه هرچه میخواهی گناه کن.

پنجم: آن زمان که خواستند تو را در آتش جهنم بیفکنند. بخواه تا تو را رها کنند؛ اگر خواسته ات مستجاب است آنگاه هرچه میخواهی گناه کن.
 
امام حسین(ع)

+نوشته شده در جمعه 11 اردیبهشت1388ساعت13:7توسط مهران | |

بهترین اعمال نزد خداوند حفظ زبان است.

پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله)

یادم میاد دوران راهنمایی که بودم یه روز معلم معارفمون یه حدیث گفت راجع به گناهان زبان که خیلی واسم جالب و در عین حال عجیب بود. باورم نمی شد خیلی از کارهایی که انجام میدیم و خیلی هم واسمون عادیه٬ از نظر اسلام گناه به حساب بیاد. چند سالی بود که دنبال متن کامل این حدیث می گشتم. تا اینکه بالاخره یه روز یه تبلیغات چی یه تراکت داد دستم که روش نوشته بود:

تمسّک: تور مشهد٬ سوریه٬ کربلا!

چند لحظه ای به این تبلیغ و اسم جالبش نگاه کردم و خواستم مثل بقیه تبلیغاتی که میدن دستم بندازمش دور. اما یه لحظه پشتش رو دیدم که نوشته بود:

چهل گناه زبان.

ذوق زده شدم. باورم نمیشد اینطوری حدیث رو گیرش بیارم. همون وقت یاد تبلیغ بانک ملت افتادم که از روی فیلم Secret ساخته شده بود و یارو میگفت: "شما اون چیزی رو که میخواین و بهش فکر میکنین جذب میکنین!" حالا من هم این حدیث رو جذب کرده بودم!

کامل خوندمش و سریع کاغذ رو تا کردم و گذاشتم تو جیبم تا یه جای مطمئن بنویسمش که گم نکنم و همیشه هم دم دستم باشه. الان اینجا مینویسمش که فکر میکنم هم جای مطمئنیه هم همیشه در دسترسه:

چهل گناه زبان: 

1- غیبت

2- خبری را ندانسته گفتن

3- عیب جویی دیگران

4- مسخره کردن

5- فاش کردن اسرار مردم

6- رنجاندن مؤمن

7- سرزنش بیجا

8- دروغ گفتن

9- وعده دروغ

10- قسم خوردن


ادامه مطلب

+نوشته شده در دوشنبه 7 اردیبهشت1388ساعت21:35توسط مهران | |